یک بخش کوچک از روایت قتل عام هزاره ها. تاریخ تان را فراموش نکنید در غیر ان صورت محکم به تکرار ان خواهید شود
کشتار مردم هزاره بهدستور عبدالرحمن نتیجه تهاجم چندباره وی، حاکم پشتون کابل، به هزارهجات، ناحیه مرکزی افغانستان که سرزمین خودمختار قوم هزاره بین سالهای ۱۲۶۰ تا ۱۲۷۲ خورشیدی بود.
عبدالرحمن دستور قتلعام مردم هزاره را صادر کرد. پیش از قتلعام، ۶۰۰٬۰۰۰ خانوار هزاره در افغانستان زندگی میکردند. عبدالرحمن بیش از ۴۰۲٬۰۰۰ (۶۷٪) خانواده مردم هزاره را بین سالهای ۱۸۹۳ تا ۱۹۰۰ میلادی قتلعام و از سرهای آنان کلهمنار درست کرد که این بزرگترین نسلکشی قرن نوزدهم بهشمار میرود.
نتایج جنگ عبدالرحمن و هزارهها
رهبران سیاسی هزاره راهی زندانها و کشتارگاهها شدند.
داراییها و مراتع هزاره مصادره شد و در میان پشتونهای دُرانی و غَلزی توزیع شد.
هزارهها مورد بدرفتاری قومی و مذهبی قرار گرفتند. هزارههای شیعه مجبور به ترک مذهب شیعه و پیروی از مذهب سنی شدند و ملایان سنی در سراسر هزارهجات مستقر شدند.
اسرای هزاره در بازارهای آزاد فروخته میشد و خزانه پادشاهی سهم خود را از این تجارت دریافت میکرد.
به گفته فیضمحمد کاتب، کاتب دربار، هر روز صدها سر بریده هزاره به بامیان و کابل فرستاده میشد. از سرهای شکست خورده، کلهمنارها برپا شد. ارزگان، مرکز اصلی مقاومت هزارهها، تسخیر و کاملاً نابود شد.
عبدالرحمن ۱۶ نوع مالیات بر هزارهها وضع کرد و در ناتوانی به پرداخت جرایم و مالیاتها، برخی از مردان را مجبور به فروش آل و عیال شان کردند.
با غصب زمینهای کشاورزی و تبدیل آنان به چراگاه برای کوچیها، کشاورزی و دامپروری هزارهها رو به نابودی رفت. همچنین از شروع اولین اذیت و آزارها هزارهها، کوچ آنان به مناطق دور و نزدیک و کشورهای همسایه آغاز گشت. دهها هزار از آنان به هند (و پاکستان فعلی)، ایران و آسیای میانه رفتند.
بعد از طالبان
از قتلعامهای امروزی میتوان به حملهٔ گروههای مسلح کوچیها در مناطق بهسود اشاره کرد که طی آن چندین روستا و اهالی آنجا با خاک یکسان شدند صحنهٔ جویبارهای خون را به وجود آوردند.
کشتار هزارهها در سالهای اخیر به دست گروههای نظیر القاعده نیز اتفاق افتادهاست.در اعتراض به کشتار هزارهها در کویته، پاکستان راهپیماییهایی در کابل، بامیان، نیلی و دیگر شهرهای افغانستان و جهان برگزار شد. برخی سازمانِ تندرو و شبهنظامیِ لشکر جهنگوی را که در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان فعال است مسئول این قتلها میدانند. رحمان ملکزاده، وزیر داخلهٔ پاکستان نیز مسئولیت قتلها را بر عهدهٔ لشکر جنگوی و سپاه صحابه دانستهاست. معترضان به این قتلها مقامات پاکستان را به «سهلانگاری» در برخورد با این موضوع محکوم کردهاند.
گزارش آریانانیوز
حوادث گذشته نشان داد که هیچکس صادقانه کاری برای حفاظت از جان و مال و زندگی و کرامت انسانی و حرمت دینی هزارهها کاری انجام نمیدهد! آنچه که داعش تقلبی انجام میدهد یک نسلکشی تمام عیار است. در هر حملهٔ این باند جنایتکار صدها تن از باشندگان بیگناه هزاره قتلعام میشوند. صدها تندیگر زخمی و مجروح و قطع نخاع و دچار مرگ تدریجی و البته دهها هزار خانواده نیز در سراسر هزارستان و جهان داغدار میگردند. ولسی جرگه (پارلمان) نیز سالها است که در قبال کشتار هزارهها و قتلعام این مردم سکوت رضایتآمیزی پیشه کردهاست. ولسی جرگه ما حتی در حد صدور یک اعلامیه یا استیضاح وزیران امنیتی حکومت از خود همدردی و فعالیتی نشان ندادهاست. انگار بلند کردن صدای مظلومیت باشندگان هزاره تنها و تنها وظیفه و مکلفیت هزارهها در ولسی جرگه است.
کشتار هزارهها در تظاهرات «جنبش روشنایی» در دوم اسد ۱۳۹۵ ه.ش جنبش روشنایی یک گورستان بزرگ بی تاریخ و بی تقویم است. این جنبش بزرگترین کردار مدنی و راهپیمایی را در تاریخ معاصر افغانستان به راه انداخت اما آسیبیکه به این جنبش زده شد، در تاریخ کردارهای مدنی در افغانستان بی پیشینه بود
گروگان گرفتن هزارهها از مسیر شاهراه قندهار-کابل و سر بریدهشدن هفت تن به شمول طفل هشت ساله، حمله بر جنبش روشنایی در میدان دهمزنگ، حمله بر مراکز آموزشی مانند مرگز آموزیشی کاج ، کوثر دانش، مکتب عبدالرحیم شهید مراکز ورزشی، مساجد، سالنهای عروسی، شفاخانهها و زایشگاه، گردهماییهای مردمی، حمله بر میرزا اولنگ، کارگران معدن در بغلان، کارگران گچ در ننگرهار و حمله بر مکتب سیدالشهدا از اینها یک بخش کوچک از خونبارترین حملههایی بوده که از سال ۲۰۱۴ تا حالا اتفاق افتاده است. براساس آمار موجود تا اواخر سال ۲۰۱۸ میلادی بیش از ۵۵۰ نفر از هزارهها در اثر این حملهها کشته و زخمی شدهاند. پس از آن نیز حملههای دیگری بر مردم هزاره انجام شد که در اثر آن صدها نفر کشته و زخمی شدند.
هنوز ۲ اسد ۱۳۹۵ (روزی حمله بر اعضای این جنبش که بیشتر از ۱۰۰ انسان کشته شد) بهعنوان یادبود وارد تقویم رسمی افغانستان نشدهاست. هنوز نشانی بهعنوان یادبود از این روز در گوشهای از شهر ساخته نشدهاست. شاید گفته شود که پس از کشتهشدن آنهمه انسان یادبود چه دردی را درمان میکند. درد کشتهشدگان را درمان نمیکند اما تاریخ و مسیر
کردارهای مدنی را میتواند مشخص کند.
امروزه که افغانستان در دست. گروه ترورستی طالبان افتاده است بیشتر از بیش ازار و ازیت. کشتار سیستماتیک گروگان گیری زنان و مردان هزاره نه تنها زنان مردان هزاره بلکه زنان و مردان تاجیک نیز بیشتر شده است زیرا افغانستان برای فعلا پناه گاهی امنی. برای گروه ترورستی تبدیل شده است
منابع
کتاب سارجالتواریخ . نوسنده فیظ محمد کاتب
کتاب هزاره کشی نوسنده حفیظ الله شریعتی سحر
گزاریش اریانا نیوز
کتاب تاریخ ملی هزاره